خوب امروز بعد از چند ماهی که یک سری مسائل فکرمو به خودش اختصاص داده بود بالاخره موفق شدم بیامو یه چند کلمه بنویسم تا از نظرات دوستان هم اگه شیم . مسئله ای که عنوان خواهم کرد نه ربطی به سیاست داره و نه به دین فقط میخوام یه خورده منطقی بهش نگریسته شود خوب اینجا باید شروع کنم که ............. وقتی نگاه به تاریخ بلند سرزمین اریایم میکنم میبینم که چه تمدن و شکوه بلندی داره ولی خوب از اونجایی که همیشه بدی موندگار نیست و و برعکس خوبی خوب تو تاریخ هم فرازو نشیبهایی بود ولی به هر حال تاریخ ثابت میکنه که ایارنیها کی از متمدن ترین انسانهایه رویه کره خاکی بودن نگاهی به دین گذشتگان که میکنیم میبینیم که ایرانیها از گذشته بسیار دور به خداپرستی روی اوردن و دین دوست داشتنی زرتشت از جمله دینها بود خوب بر میگیردیم به جایی که ایران همیشه مورد ستم کشورهایه زیادی بود به خاطر ثروت فرهنگی و هنری و ثروتهای مادی ،از این رو همیشه باید در این کشور با سازو کار هایه دینی مختلف خرافاتها و اندیشه هایه غلط روبرو بشیم متاسفانه کشوری که این همهسابقه فرهنگی هنری و از همه مهمتر تاریخی داره امروزه روز باید به کشوری تبدیل بشه که همه جهانیان بیانو به ما به چشم سو سک یا تروریسم یا غیره نگاه کنند که این خود باز بر میگرده به خود مردم چرا به خاطره مطالعه کم که یکی از بزرگترین مشکلات مردم ما هست .خوب حالاچیزی که میخوام بگم شاید زیاد به چیزاهی که نوشتم مربوط نباشه ولی خوب گفتنش بد نیست ببینید دوستانه من شما به تارخ دنیا که نگاه میکنید میبینید انسانهایی بزرگ ،بزرگترین خدمتهارو به خلق جهان تا زمانی که حیات هست انجام دادن مثال شما به بزرگ مردان ایران زمین داریوش کوروش ابن سینا و ......ویا بزرگانی مثله ادیسون گراهامبل یا برادران رایت وغیره که من حضوره ذهن ندارم اگه دقت کنید میبینید که خدمت این افراد تا زمانی که حیات باشه جاودانس ولی (قصد تو هین یا بی احترامی به هیچ دینی نیست)خوب اسلام چه کرد یا امامان چه کردن ؟ به نظره شما نباید در گوشه کناره دنیا برایه اونها هم مقبره ساخا خوب افسوس که هیچ کس با دید باز نگاه به پیرامون اطراف خودش نمیکنه !خوب مهمترین مسئله ای که یک هفته هست که فرمو به خودش مشغول کرده و خیلی ناراحت هستم اینه که ما ۸ سال جنگیدیم ۸ سال به این کشور تجاوز شد ۸ سال به ناموس این کشور دختران وزنان دست درازی شد۸سال جوانهایه این وطن چون لاله به خاکو خون کشیده شدن ۸ سال مریضی بیماری ۸ سال فقر ۸ سال دلهره ۸ سال شهید ، خوب چطور ممکنه که عربهای که تا دیروز جزو کفار بودن به به دید کافرهای ملهد دیده میشدن امروز تبدیل به برادران و خواهران ما شدن چطور اینقدر راحت چشممونو به بلایی که سرمون اوردن ببندیم خیلی راحت از کنار ۸ سال ببندیم وبد به این کشور نامرد که ادماش جز خوردن ملخ و عیش و نوش و تجاوز به ایران کاری نداشت و جالب اینکه بد از این همه کمکی که در چند سال اخیر بهشون شد مزد مارو با به رسمیت شمردن خلیج عرب به جایه خلیج فارس خلیج پارسیان دادن خوب ما هم ازین ماجرا درس عبرت میگیریم و برایه تلافی اینکار میایم با پرویی تمام تو اخبار تلویزیون میگیم که ایران ۴۵ در صد از بیماران عراقی را در ایران مداوا میکنه به به ممنونم اشتباه شده بفرمائید خوب ازینرو مقابله کنید با مریضیهایه جدید تو ایران، پس خاک بر سرتون که از عربها هم پسترین افسوس افسوس افسوس......................................؟!
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، ...، نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ...
آنگاه که بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم. مردوک خداي بزرگ دل هاي مردم بابل را بسوي من گردانيد، ...، زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.
ارتش بزرگ من بآرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
نابساماني دروني بابل و نيايشگاههاي آنجا دل مرا بدرد آورد... من براي آرامش کوشيدم.
من برده داري را برانداختم. به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم.
فرمان دادم که همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند. فرمان دادم که هيچکس مردم شهر را نيازارد و به دارايي آنان دست يازي نکند.
مردوک خداي بزرگ از کار من خشنود شد... او مهرباني ا ش و فراواني را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در آشتي و آرامش پايگاه بلندش را ستوديم.
من همه شهرهايي را که ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را که بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهاي خود بازگرداندم.
همه مردماني را که پراکنده و آواره شده بودند، به جايگاههاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد کردم.
همچنين پيکره خدايان سومر و اکد را که نبونيد، بدون هراس از خداي بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودي مردوک خداي بزرگ و به شادي و خرمي به نيايشگاههاي خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد.
بشود که خداياني که آنان را به جايگاههاي نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم زندگاني بلند خواستار باشند...
من براي همه مردم همبودگاهي آرام مهيا ساختم وآرامش را به تمامي مردم پيشکش کردم.
اينک که من از دنيا مي روم، بيست و پنج کشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن کشورها داراي احترام هستند و مردم آن کشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين کشورها کوشا باشد و راه نگهداري اين کشورها اين است که در امور داخلي آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به کار هاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات کني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي
توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مکن و براي اين که عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حکومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين که فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حکومت خواهي کرد .
همواره حامي کيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هر کسي بايد آزاد باشد تا از هر کيشي که ميل دارد پيروي کند .
بعد از اين که من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زماني که مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي که من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج کشور سلطنت مي کردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا که سرنوشت آدمي اين است که بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج کشور باشد ، خواه يک خارکن و هيچ کس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين که بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
هرگز از آباد کردن دست برندار زيرا که اگر از آبادکردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست که وقتي کشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي
